تبلیغات
روانشناسی - اوتیسم و اسکیزوفرنی کودکی

اختلالات اوتیسمی یا اوتیسم یک اختلال رشدی شدید است که به صورت عملکرد اجتماعی غیر طبیعی، اختلال در زبان و برقراری رابطه و رفتار و علایق غیرمعمول، توصیف می شود.  این اختلال همه جنبه های تعامل کودک با دنیایش را تحت تاثیر قرار می دهد مثل قسمتهایی از مغز و همچنین از بین بردن صفاتی که از ما موجودی به نام انسان ساخته، مثل پاسخدهی اجتماعی ما، توانایی ما در برقراری ارتباط و احساساتی که به دیگران داریم.

اوتیسم یکی از اختلالات نافذ رشدی PDDs است که همچنین طیف اختلالات اوتیسمی ADSs نامیده می شود. اختلال های PDDs در شکل، درجه نفوذ، میزان بروز نشانه ها و توانایی متفاوتند.

در اساطیر باستانی، قرنها ست که اوتیسم کودکان وجود دارد. برای مثال، می توان به کودکی اشاره کرد که باور بر این بود پریان او را می دزدند و به جای آن، بچه ای می گذارند که عجیب و غریب است و انگار که از راه دور کنترل می شود –درست مثل کودکی که اوتیسم دارد- اما تاریخچه ی واقعی اوتیسم در 1943 آغاز می شود. هنگامی که روانپزشکی به نام لئو کانر 11 کودک را بررسی می کند که از سالهای اولیه زندگی دوری گزین و تنها هستند، از تماس چشمی اجتناب می کنند، در آگاهی اجتماعی دارای کمبود هستند، دارای تکلم محدود هستند یا اصلا سخن نمی گویند و دارای فعایتهای حرکتی قالبی و بدون نبوغ و ابتکار هستند. آنها با وسواس و اضطراب به فعالیتهای یکنواخت روزانه خود پایبندند که هیچکی جز خود کودک از این جریان آزار نمی بیند.

کانر این اختلال را اوتیسم مربوط به اوایل کودکی دانست (معنای لغوی اوتیسم، در خود ماندگی است) او خصوصیت هسته ای اوتیسم را اینگونه توصیف می کند: " ناتوانی در ارتباط دادن خود با افراد و موقعیت های دیگر به صورت معمولی از ابتدای زندگی" آغاز اولیه این اختلال، کانر را به این نتیجه گیری رهنمون ساخت که اوتیسم نتیجه یک ناتوانی مادرزادی است در شکل دادن به رابطه محبت آمیز با دیگران.

کانر والدین کودکانی که مورد مطالعه قرار داده بود را به صورت افرادی باهوش، وسواسی اما سرد، ماشینی و منفصل در روابطشان که آنها را "والدین یخچالی" نامید، توصیف کرد. گرچه کانر اوتیسم را به عنوان یک کمبود ذاتی معرفی می کند، اما همچنین فاکتورهایی را معرفی می کند که در بروز اوتیسم در اوایل کودکی دخیلند مثل تمایل والدین به اینکه کاش اصلا این فرزند وجود خارجی نداشت.  اما نتیجه تحقیقات، این نظریه را که اوتیسم، نتیجه دفاع شخصی کودکانی است که والدین سرد و متخاصم دارند، تایید نمی کند. کودکان اوتیسمی به خاطر اختلال روانی نیست که ارتباطشان را با واقعیت قطع می کنند بلکه به خاطر آسیب شدید در رشدشان است. اوتیسم تشخیص داده می شود به عنوان ناتوانی رشدی زیستی که تمام مدت عمر ادامه دارد و امروزه در اوایل عمرش است.  کودکانی که اوتیسم دارند رفتاری نامعمول دارند و حیرت انگیز دارند. آنها ممکن است هنگام مواجه شدن با منظره یا صدای چرخش چرخ ماشین اسباب بازی، جیغ بکشند

در زمانهایی آنها ممکن است به شما نگاه کنند، اما بقیه مواقع مستقیما به صورت شما نگاه می کند و یا اینکه دستتان را می کشند و به سوی آنچه که می خواهد، هدایتتان می کند. وقتی با کودکی اوتیسمی صحبت می کنید، جوری رفتار می کند که انگار ناشنوا است. این کودکان ترس و اجتناب عمیقی دارند از هر چیز پر سر و صدا و متحرک حتی باد. گرچه کودکان اوتیسمی از چیزهای زیادی می ترسند اما نسبت به برخی فعالیتها هم کشش دارند مثل نور های لرزان و چشمک زن.

معیارهای DSM-IV-TR برای اختلال اوتیسمی به قرار زیر است:

الف: جمعا 6 مورد یا بیشتر از (1) (2) و (3). حداقل 2 مورد از (1) و یک مورد از (2) و (3)

1)      تخریب کیفی در تعامل اجتماعی که حداقل به وسیله دو مورد از موارد زیر نمایان شود:

1-1-تخریب مشخص در استفاده از رفتار چندگانه غیرکلامی همانند ارتباط چشمی، حالات چهره و بدن و چیزهایی که تعاملات اجتماعی را تنظیم می کند.

شکست در گسترش روابط با همسالان متناسب با سطح رشدی

2-1-عدم وجود یک جستجوی خودانگیز برای بهره مندی از لذت علاقه مندیها و موفقیتها با سایر مردم

3-1-    کمبود یا نبود تعامل اجتماعی و هیجانی

2)      تخریب کیفی در ارتباطات که توسط حداقل یکی از موارد زیر توجیه شده باشد:

1-2- تاخیر یا کمبود کلی در رشد زبان گفتاری که همراه با سعی برای جبران این مساله از طریق راههای ارتباطی دیگر مثل اطوار یا حالتهای بدن نیست.

2-2- تخریب مشخص در توانایی برای شروع و تداوم صحبت با دیگران، علی رغم داشتن توانایی کافی برای صحبت کردن.

3-2- عادت های قالبی در استفاده از زبان یا زبان ویژه

3) الگوهای تکراری، محدود و قالبی رفتار، علایق و فعالیتها که حداقل به یکی از صورتهای زیر آشکار می شود:

1-3- اشتغال ذهنی با یک یا چند الگوی کلیشه ای و محدود علایق که هم در شدت و هم در کانون غیرعادی است.

2-3- پای بندی آشکار و غیر قابل انعطاف به نظم یا تشریفات غیر عملکردی خاص

3-3- سبکهای حرکتی تکراری و کلیشه ای

4-3- اشتغال ذهنی مداوم با بخشی از اشیا

ب: تاخیر یا عملکردهای ناهنجار در یکی از این موارد: تعاملات اجتماعی، زبانی که در خدمت ارتباط قرار می گیرد، بازیهای نمادین و پنداری، با شروع قبل از 3 سالگی

ج: بهتر است این آشفتگی به حساب اختلال های رت یا اختلال تجزیه ای دوران کودکی گذاشته نشود.

اوتیسم چند کمبود را در بر می گیرد که بر جنبه های مختلف زندگی کودک مثل هیجانی- اجتماعی، زبان و رشد شناختی تاثیر می گذارد که این موارد همه به هم وابسته اند و به تنهایی رشد نمی کنند.

تخریب در تعاملات اجتماعی. کودکان اوتیسمی به طور قابل ملاحظه ای نسبت به وجود و احساست دیگران، بی توجهند. گرچه ممکن است با ورود به مدرسه، انزوای این کودکان کاهش یابد اما ناتوانی آنها برای بازی و برقراری دوستی با دیگران، آشکار می شود.

تخریب در ارتباطات. کلام این کودکان کاملا غیرطبیعی است. زبان آنها فاقد تنوع و کلیشه ای و تکراری است و متناسب با سنشان نیست.

رفتارها و علایق تکراری. فکر کودکان اوتیسمی به طور دائم با جزئیات اشیا درگیر است. این کودکان به کارهای فرعی و بی اهمیت علاقه نشان می دهند و به گونه ای غیر قابل انتظار با اسباب بازیهایشان بازی می کنند. در این کودکان، پاسخ به محرک های حسی به طور بهنجار صورت نمی گیرد. آنها معمولا از موسیقی لذت می برند و از تاب خوردن و چرخیدن دور خود لذت می برند. همچنین ممکن است به خود صدمه بزنند مثل کوبیدن سر، کندن مو و ...

از مشخصه های وابسته به اوتیسم می توان به نقصان عقل اشاره کرد. 70% کودکان مبتلا به اوتیسم، عقب ماندگی ذهنی دارند.از میان آنها، 40% به عقب ماندگی ذهنی شدید مبتلا هستند با IQ کمتر از 50 و 30% این کودکان، دارای عقب ماندگی خفیف تا متوسط هستند با IQ بین 50 تا 70. مشخصه دیگر تخریب احساسی و ادراکی است. بدین معنی که بسیاری از اشکال و صداهایی که برای کودکان دیگر، نرمال هستند، کودکان اوتیسمی را گیج می کنند. مشخصه سوم مشکلات شناختی است. دو نوع محدودیت شناختی گریبانگیر کودکان اوتیسمی می شود: نقصان شناخت در پردازش اطلاعات هیجانی اجتماعی و دوم، محدودیت های شناختی کلی تر در پردازش اطلاعات، برنامه ریزی و دلبستگی. مشخصه چهارم مشخصه فیزیکی است که به این نکته اشاره دارد که کودکان اوتیسمی، بیماریهای دیگر مثل صرع نیز دارند.

در مورد همه گیری اوتیسم می توان گفت از هر 10000 کودک، 20 مورد احتمالا به اوتیسم مبتلا هستند. علت اوتیسم به روشنی معلوم نیست. تحقیقات نشان داده اند که اوتیسم با داشتن پدر و مادر سرد و بی محبت، مرتبط است. البته وجود اختلال در عوامل نوروبیولوژیکی هم از علل اوتیسم شناخته شده است.

برای درمان اوتیسم از درمان دارویی، درمان رشدی و درمانهای روانشناختی ( مبتنی بر روان پویایی، مبتنی بر تغییر رفتار و مبتنی بر رویکردهای محیطی) کمک گرفته می شود.

 

اسکیزوفرنی کودکی

در اسکیزوفرنی کودک هم مثل اسکیزوفرنی بزرگسالان، مشخصه هایی چون هذیان، توهم، گفتار آشفته، رفتار آشفته، کاتاتونیک، بی تفاوتی عاطفی، فقر گفتار، فقدان اراده و کژکاری اجتماعی شغلی که کودک یا نوجوان نمی تواند به سطح مورد نظر برسد اما مشکل اینجاست که تصویری که کودکان از واقعیت دارند، در طول رشد طبیعیشان تغییر می کند و فقط در سنین بالا است که می توان گفت کودکان به تصور بالغانه از واقعیت رسیده اند. خیلی از کودکان، دارای شخصیت های خیالی هستند که نمی توان آن را دلیل تشخیص اسکیزوفرنی دانشت.

هذیانها و توهم های کودکان در مقایسه با هذیانها و توهمهای بزرگسالان، مختصر تر است و توهمی که در بین کودکان شایعتر است، توهم بینایی است و چون اشکالی ترسناک مثل اسکلت، موجودات فضایی و شیطان را در بر دارند، ترسناک هستند. البته توهم شنیداری هم در کودکان رواج دارد آنها ممکن است صدای چند نفر را بشنوند که از آنها انتقاد می کنند یا به آنها تحکم کنند.

درDSM داشتن دو مورد از ملاک های مورد نظر برای تشخیص اسکیزوفرنی کافیست. ملاک ها به قرار زیر هستند:

هذیان، توهم، گفتار آشفته، رفتار آشفته یا کاتاتونیک، نشانه های منفی مثل بی تفاوتی عاطفی یا فقدان اراده و گفتار.

اختلال اسکیزوفرنی گاه تدریجی پدی می آید و گاه ناگهانی. اسکیزوفرنی بین اواخر نوجوانی و اواسط دهه سوم زندگی است و در مواردی سن آغاز آن، 5 یا 6 سالگی گزارش شده است. پسرها بیشتر از دختران به این اختلال مبتلا می شوند. نسبت شیوع این اختلال یک یا دو در هزار است و نوجوانان 50 برابر کودکان به این اختلال دچار می شوند.

برای اسکیزوفرنی، دلیل زیستی خاصی تبیین نشده است. گرچه که در اسکیزوفرنی چند ژن دخیل هستند و همچنین فاکتورهای محیطی و رشدی هم نقش دارند. تاثیر عوامل چندی در بروز این اختلال مورد توجه قرار گرفته است که خطر بروز اسکیزوفرنی را افزایش می دهند از قبیل مشکلات تولد، الگوی دلبستگی ضعیف یا فقر عاطفی، ضعف هماهنگی حرکتی در نوزادی، جدایی از والدین، نقایص عقلانی، نقایص شناختی، نقایص اجتماعی، سردرگمی و خصومت در ارتباط والد- کودک.

درمان این اختلال شامل دارو درمانی (مثل نورولپتیک)، مداخله های آموزش و خانوادگی، روان درمانی حمایتی است.



[ پنجشنبه 10 شهریور 1390 ] [ 09:27 ب.ظ ] [ avin ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه